نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نگرانی» ثبت شده است

arz


پرده اول:

تصور کنید شما رو بلانسبت مثل زباله از محل کارتون انداختن بیرون (اصلا خودم زباله) . به عالم و آدم هم برای برگشتن رو زدین و از در نگهبانی جلوتر راهتون ندادن. حالا تو این هیر و ویر یه آشنا که همش جلوش منم منم می کردید زنگ میزنه و یه کاری بهتون میسپره. در شرایطی این چنین بغرنج به یاد قدیما بادی تو غبغب میندازین و میگین : " اصلا نگران انجام کارت نباش ".

پرده دوم:

تصور کنین زبونم لال کشور ما هم مثل غرب رو به انحطاط رفته و شما دوستی از جنس مخالف (جاست فرند) دارید. حالا باز هم زبونم لال چند تا گردن کلفت مزاحم جاست فرند شما شدن و آن بزرگوار هم جهت شکوه به شما مراجعه کردن. بدلیل حس انسان دوستی زیاد شما ، رگ گردن را باد نموده و میگید  غلط کردن بسپرش به من. نگران مزاحمت گردن کلفت ها نباش!

پرده سوم:

تصور کنید روی یک قایق شکسته زپرتی! که روزگاری برای خودش لاکچری محسوب میشه و از بهترین قایق های دنیا بوده وسط اقیانوس دارید تخت گاز میرید. کف قایق سوراخه و قایق داره به سرعتی باور نکردنی پر از آب میشه. شما به عنوان عاقل جمع پا میشید و میگید اصلا نگران غرق شدن قایق نباشید!

پرده چهارم:

تصور کنید دور از جون خانه تان آتش گرفته ست آتشی جانسوز و میسوزد پرده ها و فرش ها را تارشان با پود! زن و بچه دارن دارن قیل و قال میکنن ولی شما یه لبخند توخالی میزنید و میگید نگران خونه خراب شدنمون نباشید!

پرده پنجم:

تو یه فیلمی  جکی چان یه رفیق داشت که همش میگفت نگران نباش من مامور اف بی آی هستم و اون بنده خدا هم به پشت گرمی مامور اف بی آی کلی جکی چان بازی درآورد! آخرش که دیگه محاصره شدن و هیچ غلطی ازشون ساخته نبود فهمید طرف از بیمارستان روانی فرار کرده و کلا تو توهمه!

پرده آخر:

همه چی آرومه نگران هیچی نباشید!!!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۳
احسان کمالی