نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

نوشته های احسان کمالی
آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۷، ۱۳:۲۱ - حسن مجیدیان
    عالی
نویسندگان

ملت عشق!

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۴ ق.ظ

احتمالاً اسم کتاب ملت عشق یا چهل قانون عشق به گوشتان خورده باشد. پرفروشترین رمان کشور ترکیه و در دوره ای پرفروشترین کتاب ایران. اثر نویسنده ترک تبار الیف شافاک که در ترکیه بیش از 500 بار تجدید چاپ شده است.

پشت جلد کتاب آمده است:

مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌اش، چیستی‌اش، حتی هوایی که تنفس می‌کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

اثری خاص با سبک نگارشی خاص که در آن نویسنده دو داستان را به سبکی هنرمندانه همزمان پیش می برد. یکی داستان شمس و مولانا در حدود سال 640 قمری و دیگری زنی خانه دار در عصر حاضر. درون مایه داستان درباره عشق است و عرفان. حتی اگر زیاد اهل این موضوعات نباشید خواندن آن برایتان جالب خواهد بود و شاید هم جذب این مقوله شوید. چیزی که نگارش این اثر را خاص تر جلوه می دهد روایت داستان از زبان حدود 20 شخصیت متفاوت است که هر یک با دیدگاه خود بخشی از داستان را بازگو میکند. چنین بازگو کردن داستان درسی بزرگ برای من داشت که هر چقدر در کتاب های روانشناسی و اخلاق می خواندم برایم به این اندازه تاثیر گذار نبود. اینکه در هر ماجرا و پیش از هر قضاوتی خود را جای طرف مقابل بگذارم و از پنجره چشم او به دنیا نگاه کنم. آن وقت شاید درک بسیاری رفتارها ساده تر باشد.

نوشتن درباره یک کتاب خوب فقط ادای دینی است به آن اثر بخاطر لذتی که از مطالعه آن برده ایم. برای من خواندن این اثر باعث شد به تحقیق درباره شمس و مولانا بپردازم و سرنخی بود برای یک معمای بزرگ. شاید شما هم مثل من فقط چند جمله درباره شمس و مولانا و رابطه عرفانی این دو شنیده باشید. جالب است ما که ادعای ایرانی بودن مولانا را داریم هیچ وقت اثری این چنین درباره ایشان منتشر نکرده ایم ( اگر هم چنین آثاری وجود داشته باشد به خوبی معرفی نشده است ) ولی یک نویسنده ترک به راحتی ما را جذب آن می کند. برای من خواندن این اثر باعث شد نگاه دوباره ای به زندگی ام داشته باشم و آن را از جنبه های دیگری که کمتر به آن اعتقاد داشتم نگاه کنم.

تاثیرگذارترین پاراگراف کتاب برای من قانون چهلم عشق بود:

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

به رسم نوشته های قبلی ام درباره معرفی کتاب چند نقل قول از کتاب را ذکر میکنم:

تمام زندگی اللای بیچاره خلاصه شده بود در راحتی شوهر و بچه‌هایش. نه علمش را داشت و نه تجربه‌اش را تا به تنهایی سرنوشتش را تغییر دهد. هیچ‌گاه نمی‌توانست خطر کند. همیشه محتاط بود. حتی برای عوض کردنِ مارک قهوه‌ای که می‌خورد بایست مدت‌های طولانی فکر می‌کرد. از بس خجالتی و سربزیر و ترسو بود؛ شاید بشود گفت آخر بی‌عرضگی بود. 
شمس با همان لحن آرام و باوقار ادامه داد: شاگرد موقرمز، می‌گویی می‌خواهی به دریای تصوف قدم بگذاری، اما حاضر نیستی بهایش را بپردازی. این‌طوری نمی‌شود! برای یکی پول و ثروت تله اصلی است، برای یکی دیگر شهرت و مقام، برای دیگری تن و شهوت! انسان در وهله اول باید از شرّ چیزی خلاص شود که در این دنیا بیش‌ترین اهمیت را برایش دارد. این شرط اول قدم گذاشتن در این راه است.
اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می‌رود. مانند خانه‌ای متروکه اسیر تنهایی‌ای تلخ می‌شود؛ ناقص می‌مانی. خلا محبوبِ از دست رفته را همچون رازی در درونت حفظ می‌کنی. چنان زخمی است که با گذشت زمان، هر قدر هم طولانی، باز تسکین نمی‌یابد. چنان زخمی است که حتی زمانی که خوب شود، باز خون‌چکان است. گمان می‌کنی دیگر هیچ‌گاه نخواهی خندید، سبک نخواهی شد. زندگی‌ات به کورمال‌کورمال رفتن در تاریکی شبیه می‌شود؛ بی‌آن‌که پیش رویت را ببینی، بی‌آن‌که جهت را بدانی، فقط زمان حال را نجات می‌دهی… شمع دلت خاموش شده، در شب ظلمات مانده‌ای.
ارجمند است او؛ خود من است، فراموش نکن. شمس و من دو انسان جداگانه نیستیم. در اصل یکی هستیم. ماه یک روی تاریک دارد یک روی روشن. شمس روی سرکش من است. او جنبه عاصی من است. کسی نمی‌بیند اما در هر عصیان او من هستم.

پی نوشت:

  • نسخه ای که من خوندم ترجمه آقای ارسلان فصیحی نشر ققنوس بود که خوب و روان بود.
  • نوشته های خوبی برای معرفی این کتاب در سایت های مختلف موجود است، به نوشته ناقص بنده خرده نگیرید.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی