نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

آخرین نظرات

۲ مطلب با موضوع «روزنوشته» ثبت شده است

who are you

قرار بود اینجا به طور منظم مطلب بنویسم و تمرین کنم برای نویسندگی. ولی خب مثل همه کارهایی که شروع میکنیم و به سرانجام نمی رسه این هم به جایی نرسید. ماه اول نه تا مطلب ماه دوم چهار تا، ماه سوم دو تا و دو ماه آخر یک مطلب و بعد هم هیچی دیگه! با سرعت زیاد به سمت هیچ میل کردم! ولی از اونجا که در ناامیدی بسی امید است و باید نیمه پر لیوان رو دید و این حرفا باید بگم با وجود تعطیلی اینجا روزی شش هفت نفر سر میزنن و بازدید کننده هام هنوز به صفر نرسیده. همین دیروز رکورد زدم و با این که مدت زیادیه مطلب جدیدی ننوشتم ده تا بازدید کننده داشتم. از عزیزانی که به من سر میزنن خواهش میکنم یه کامنتی چیزی بذارن که حداقل بدونم کیا هستن که این همه به من لطف دارن. شاید همین انگیزه ای بشه برای نوشتن مطالب جدید. شاید مسیر زندگی من تغییر کنه. شاید باعث شه معتاد نشم :)

شما که زحمت می کشید تا اینجا میاید لطف کنید یه نشونی هم از خودتون جا بذارید. با تشکر 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۵۸
احسان کمالی

تو ماه گذشته من کارهای زیادی رو شروع کردم که مدت ها تو ذهن داشتم ولی به هر دلیلی انجام نمی دادم. نوشتن، نقاشی روی شیشه، دکوپاژ و پتینه کاری روی سفال و از دیشب ساخت مجسمه با سیم های مفتولی. 

اما ماجرای عکس بالا:

سه سال پیش در توقف چند روزه در تهران صبح جمعه به اتفاق همسرم به یه نمایشگاه دست فروشی صنایع دستی و وسایل قدیمی تو پارکینگ پاساژ پروانه سر زدیم. شاید شما هم گذرتون به اونجا افتاده باشه. چند طبقه پارکینگ و کلی وسایل جورواجور اونجا هست. وسایل اونجا رو به سه دسته تقسیم میکنم. اول وسایلی بودن که دوس نداشتم . دوم اونایی که من دوس داشتم ولی قیمتشون زیاد بود. این وسایل رو فقط تماشا می کردم و سوم وسایلی که خوشم میومد و قیمتشون هم به بودجه من می‌خورد. چند ساعتی اونجا چرخیدیم و چند تا صنایع دستی و وسایل تزئینی خریدیم. درست تو آخرین طبقه بود که چشمم افتاد به یه بنده خدایی که مجسمه های سیمی می فروخت. من تا اون روز از این جور مجسمه ها ندیده بودم و خیلی برام جالب بودن خصوصاً که صاحب مجسمه ها همون جا مجسمه هم می ساخت ‌ یا اگر می خواستی برات تغییراتی تو مجسمه ها می داد. من چند دقیقه وایسادم و کارشو تماشا کردم و آخر هم یکی از کاراشو خریدم. هنوز هم از نظر من اون کار یکی از خاص ترین و بهترین وسایل تزیینی خونه ماست:

این ماجرا اون قدر برای من جالب بود که گفتم باید حتما برم دنبالش و خودم ساختنش رو یاد بگیرم. اما مثل همه کارهایی که به دلایل مختلف پشت گوش میندازیم و قبلاً هم درباره ش گفتم ، این کار مشمول گذر زمان شد اما فکرش همیشه با من بود. از اون زمان سه سال گذشت تا اینکه دیروز غروب رفتم ابزار فروشی و سیم چین و انبردست و دم باریک و کلی سیم مفتولی خریدم و به محض رسیدن به خونه مشغول به خلق اولین کارم شدم!

از ۱۱ شب شروع کردم و ۵ صبح به اتمام رسید. باور نمی کنید چقدر دیدن نتیجه کار لذت بخش بود. چند دقیقه ای فقط با لبخند نگاش می کردم. اگر تجربه کارهای هنری داشته باشید می دونید که دیدن نتیجه زحمتتون چقدر شیرینه. اون قدر این کار برام لذت بخش بود که تصمیم گرفتم این حال خوب رو با شما هم قسمت کنم. این نتیجه کار من:

خودم که خیلی از نتیجه کار راضی هستم. 

امروز صبح هم به محض بیدار شدن کار جدید رو شروع کردم و بعد از چند ساعت این شد نتیجه‌‌ ش :

چیزی که این هنر رو خاص تر میکنه اینه که بیشتر از مهارت به خلاقیت نیاز داره و با دیدن یک اثر آماده نمیشه مشابهش رو خلق کرد. همین هم باعث لذت بخش تر شدن کار میشه. اگر شما هم به این هنر علاقه دارید مقداری سیم مفتولی نمره ۱ ، ۱.۵ ، ۲ و ۴ تهیه کنید ، انبردست و دم باریک هم که همه جا گیر میاد. شما می مونید و هنرتون که چه جوری مفتول ها رو شکل بدید.

برای اینکه برای شروع کار ایده بگیرید چند تا عکس از مراحل کار میذارم امیدوارم مفید باشه:


جهت مشاهده این مطلب در سایت ویرگول اینجا کلیک کنید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۲۳
احسان کمالی