نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

آخرین نظرات

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

arz


پرده اول:

تصور کنید شما رو بلانسبت مثل زباله از محل کارتون انداختن بیرون (اصلا خودم زباله) . به عالم و آدم هم برای برگشتن رو زدین و از در نگهبانی جلوتر راهتون ندادن. حالا تو این هیر و ویر یه آشنا که همش جلوش منم منم می کردید زنگ میزنه و یه کاری بهتون میسپره. در شرایطی این چنین بغرنج به یاد قدیما بادی تو غبغب میندازین و میگین : " اصلا نگران انجام کارت نباش ".

پرده دوم:

تصور کنین زبونم لال کشور ما هم مثل غرب رو به انحطاط رفته و شما دوستی از جنس مخالف (جاست فرند) دارید. حالا باز هم زبونم لال چند تا گردن کلفت مزاحم جاست فرند شما شدن و آن بزرگوار هم جهت شکوه به شما مراجعه کردن. بدلیل حس انسان دوستی زیاد شما ، رگ گردن را باد نموده و میگید  غلط کردن بسپرش به من. نگران مزاحمت گردن کلفت ها نباش!

پرده سوم:

تصور کنید روی یک قایق شکسته زپرتی! که روزگاری برای خودش لاکچری محسوب میشه و از بهترین قایق های دنیا بوده وسط اقیانوس دارید تخت گاز میرید. کف قایق سوراخه و قایق داره به سرعتی باور نکردنی پر از آب میشه. شما به عنوان عاقل جمع پا میشید و میگید اصلا نگران غرق شدن قایق نباشید!

پرده چهارم:

تصور کنید دور از جون خانه تان آتش گرفته ست آتشی جانسوز و میسوزد پرده ها و فرش ها را تارشان با پود! زن و بچه دارن دارن قیل و قال میکنن ولی شما یه لبخند توخالی میزنید و میگید نگران خونه خراب شدنمون نباشید!

پرده پنجم:

تو یه فیلمی  جکی چان یه رفیق داشت که همش میگفت نگران نباش من مامور اف بی آی هستم و اون بنده خدا هم به پشت گرمی مامور اف بی آی کلی جکی چان بازی درآورد! آخرش که دیگه محاصره شدن و هیچ غلطی ازشون ساخته نبود فهمید طرف از بیمارستان روانی فرار کرده و کلا تو توهمه!

پرده آخر:

همه چی آرومه نگران هیچی نباشید!!!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۳
احسان کمالی

حرف اضافه موقوف!


حتماً تا به حال پیش آمده که بخواهید درباره موضوعی بنویسید اما وقتی شروع به نوشتن کردید و حرفتان را زدید می بینید چند خط ناقابل بیشتر نیست. بعد هم احتمالا با خودتان می گویید چند خط که نشد نوشته و شروع می کنید به پر و بال دادن به نوشته تان. توضیح بیشتر و بیشتر و بشتر تا نوشته تان آن اندازه ای بشود که جلوی چهارتا وبلاگ غریبه نگویند این چه مطلبی است که چند خط بیشتر نیست!

توضیح اضافه خوب است اما نه همیشه. وقتی خوب است که توضیح شما ابهامی را برطرف کند یا به فهم بیشتر منظورتان کمک کند. اما اگر می خواهید همان جملات قبلی را با زبانی جدید تکرار کنید احتمالاً فقط از ارزش کارتان کاسته اید. تصور کنید یک نفر جلوی رویتان نشسته و یک حرف را هی پشت سر هم تکرار می کند چقدر آدم را عصبی می کند. می گویند در دنیای امروز به علت ظهور شبکه های اجتماعی و خواندن متن های کوتاه حوصله آدم ها برای خواندن مطالب طولانی کم شده است و به همین علت است که رمان های قطور دیگر مثل گذشته طرفدار ندارند. پس اگر توضیح بیشترتان چیزی به نوشته اضافه نمی کند ، به همان چند خط بسنده کنید. شما حرفتان را زده اید دیگر رسالت ندارید که آن را به عالم و آدم بفهمانید.همان طور که نظامی در نصیحت به فرزند خود می گوید :

کم گوی و گزیده گوی چون در

تا ز اندک تو جهان شود پر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۵۶
احسان کمالی

تو ماه گذشته من کارهای زیادی رو شروع کردم که مدت ها تو ذهن داشتم ولی به هر دلیلی انجام نمی دادم. نوشتن، نقاشی روی شیشه، دکوپاژ و پتینه کاری روی سفال و از دیشب ساخت مجسمه با سیم های مفتولی. 

اما ماجرای عکس بالا:

سه سال پیش در توقف چند روزه در تهران صبح جمعه به اتفاق همسرم به یه نمایشگاه دست فروشی صنایع دستی و وسایل قدیمی تو پارکینگ پاساژ پروانه سر زدیم. شاید شما هم گذرتون به اونجا افتاده باشه. چند طبقه پارکینگ و کلی وسایل جورواجور اونجا هست. وسایل اونجا رو به سه دسته تقسیم میکنم. اول وسایلی بودن که دوس نداشتم . دوم اونایی که من دوس داشتم ولی قیمتشون زیاد بود. این وسایل رو فقط تماشا می کردم و سوم وسایلی که خوشم میومد و قیمتشون هم به بودجه من می‌خورد. چند ساعتی اونجا چرخیدیم و چند تا صنایع دستی و وسایل تزئینی خریدیم. درست تو آخرین طبقه بود که چشمم افتاد به یه بنده خدایی که مجسمه های سیمی می فروخت. من تا اون روز از این جور مجسمه ها ندیده بودم و خیلی برام جالب بودن خصوصاً که صاحب مجسمه ها همون جا مجسمه هم می ساخت ‌ یا اگر می خواستی برات تغییراتی تو مجسمه ها می داد. من چند دقیقه وایسادم و کارشو تماشا کردم و آخر هم یکی از کاراشو خریدم. هنوز هم از نظر من اون کار یکی از خاص ترین و بهترین وسایل تزیینی خونه ماست:

این ماجرا اون قدر برای من جالب بود که گفتم باید حتما برم دنبالش و خودم ساختنش رو یاد بگیرم. اما مثل همه کارهایی که به دلایل مختلف پشت گوش میندازیم و قبلاً هم درباره ش گفتم ، این کار مشمول گذر زمان شد اما فکرش همیشه با من بود. از اون زمان سه سال گذشت تا اینکه دیروز غروب رفتم ابزار فروشی و سیم چین و انبردست و دم باریک و کلی سیم مفتولی خریدم و به محض رسیدن به خونه مشغول به خلق اولین کارم شدم!

از ۱۱ شب شروع کردم و ۵ صبح به اتمام رسید. باور نمی کنید چقدر دیدن نتیجه کار لذت بخش بود. چند دقیقه ای فقط با لبخند نگاش می کردم. اگر تجربه کارهای هنری داشته باشید می دونید که دیدن نتیجه زحمتتون چقدر شیرینه. اون قدر این کار برام لذت بخش بود که تصمیم گرفتم این حال خوب رو با شما هم قسمت کنم. این نتیجه کار من:

خودم که خیلی از نتیجه کار راضی هستم. 

امروز صبح هم به محض بیدار شدن کار جدید رو شروع کردم و بعد از چند ساعت این شد نتیجه‌‌ ش :

چیزی که این هنر رو خاص تر میکنه اینه که بیشتر از مهارت به خلاقیت نیاز داره و با دیدن یک اثر آماده نمیشه مشابهش رو خلق کرد. همین هم باعث لذت بخش تر شدن کار میشه. اگر شما هم به این هنر علاقه دارید مقداری سیم مفتولی نمره ۱ ، ۱.۵ ، ۲ و ۴ تهیه کنید ، انبردست و دم باریک هم که همه جا گیر میاد. شما می مونید و هنرتون که چه جوری مفتول ها رو شکل بدید.

برای اینکه برای شروع کار ایده بگیرید چند تا عکس از مراحل کار میذارم امیدوارم مفید باشه:


جهت مشاهده این مطلب در سایت ویرگول اینجا کلیک کنید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۲۳
احسان کمالی

response


چند روز قبل با دوستم درباره این موضوع صحبت می کردیم که اگر شهرداری یک مرکز تفریحی یا شهربازی در شهرمان احداث کند چقدر حال و هوای شهر عوض می شود. برایم جای سوال بود چرا با اینکه شهرداری می تواند در این زمینه سرمایه گذار جذب کند یا با سرمایه گذاری کسب درآمد خوبی داشته باشد اما اقدامی نمی کند. دوستم جواب جالبی برای سوالم داشت : "چون این پروژه از آن دست پروژه هایی نیست که کمکی به حفظ جایگاهشان کند! ". او عقیده داشت کارهایی که بعضی ( و فقط بعضی ) مسئولین انجام می دهند نه در جهت خواسته های مردم بلکه برای کسب رضایت مقام های بالا دستی و حفظ جایگاهشان است.


پست و مقام


خوب که به موضوع نگاه کردم دیدم حرفش حساب است. اگر خوب به دور و برمان نگاه کنیم افراد مختلف رویکردهای متفاوتی در انجام وظایف محول شده به ایشان دارند. گروه کوچکی فارغ از اینکه زحمتشان چه پاداش یا نتیجه ای برای آن ها در بر خواهد داشت مسئولیتی را که پذیرفته اند به نحو احسن و با دلسوزی تمام به انجام می رسانند. اما گروه بزرگتری که شاید خود ما هم جزء آن ها باشیم در حد رفع تکلیف و نه بیشتر کار می کنند. فقط کافیست مسئولیت را از خود سلب کنند و اطمینان حاصل کنند بازخواست نمی شوند، دیگر مهم نیست که سرانجام آن کار چه خواهد شد. تعدادی از همین افراد که صاحب پست و مقامی (هر چقدر هم کوچک) هستند و جاه طلبی بیشتری دارند ، در انجام کارهایشان علاوه بر زیر سوال نرفتن، جایگاه و منافعشان را نیز در نظر می گیرند، اگرچه با مصلحت جامعه در تضاد باشد. اگر خوش شانس باشیم در برخی موارد منافع این قبیل افراد و جامعه در یک سمت قرار می گیرد و مردم از اقداماتشان بهره مند خواهند شد.


responsability


این موضوع یکی از دردهای بزرگ جامعه ماست. بی تفاوتی در انجام وظایف! (خصوصاً در بخش دولتی). این که چه دلیلی پشت این رفتارها نهفته است، مقصر کیست و چرا جامعه ما به این بلا مبتلا شده است جای بحث زیادی دارد و صد البته تخصص خاص خود را می طلبد اما چیزی که واضح است این است که وجدان کاری هم در کنار ارزش های فراوان دیگر در جامعه ما رو به زوال گذاشته است. شاید فحاشی در فضای مجازی بیشتر دیده شود و سلبریتی ها و برنامه های تلویزیونی و رادیویی دائم درباره آن صحبت کنند، اما متاسفانه موضوعاتی از این دست کمتر به چشم می آیند و به آن پرداخته می شود.


تغییر


برای اصلاح یک جامعه می بایست تک تک افراد در جهت اصلاح خود قدم بردارند. خوب است از امروز و در اولین قدم تلاش کنیم خود را از دسته اول جدا کرده و  در انجام وظایف خود دلسوزانه تر عمل کنیم، در عین حال به لیست مشکلاتی که به آن می پردازیم این مورد را هم اضافه کنیم و به خود و دیگران بگوییم : وجدان کاری داشته باش در اینستاگرام هم فحاشی نکن!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۰۵
احسان کمالی