نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

نوشته های احسان کمالی

نوشتن برای بیشتر آموختن

آخرین نظرات

منبع خبری

در عصر ارتباطات و با رشد اینترنت و شبکه های مجازی ، سرعت پخش اخبار به نحو چشمگیری افزایش یافته است و هر اتفاق یا خبری در کمتر از چند ساعت دست به دست می چرخد و اکثر افراد را مطلع میکند. اما سوال اینجاست که به کدام منبع خبری می توان اعتماد کرد؟ 

در گذشته منابع خبری به شبکه های تلویزیونی و رادیویی داخلی و دورهمی دوست و فامیل و همسایه محدود می شد. معدود افرادی هم اهل روزنامه و مجله بودند. با رواج ماهواره و شبکه های فارسی زبان منبع خبری بعضی افراد به سمت شبکه های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور گرایش پیدا کرد، شبکه هایی که گاه مغرضانه و گاه از روی ناآگاهی دیدگاه های غلط را به بیننده القا میکرد. مشکلی در منابع خبری قبلی هم وجود داشت!

 اما اتفاق بزرگ در عرصه خبر و گسترش اطلاعات ، اینترنت و در حال حاضر شبکه های اجتماعی و پیام رسان هایی نظیر تلگرام و واتس اپ می باشد. اگر در گذشته منابع خبری به چند شبکه ماهواره ای یا تلویزیون داخلی و روزنامه محدود می شد اما اکنون با دنیایی از منابع خبری مختلف روبرو هستیم.

socialnetworks

اگرچه شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها خبرگزاری محسوب نمی شوند ولی در حال حاضر در حال ایفای چنین نقشی هستند و بالطبع می بایست خبرهای کذب را از خبرهای واقعی قابل تشخیص باشد. برای رسیدن به چنین توجه به موارد ذیل می تواند مفید باشد :

  1. منبع خبر ذکر شده باشد.
    ایجاد یک خبر غیر واقعی زمان زیادی نمی خواهد. شما در عرض چند دقیقه می توانید یک خبر دروغ بدون ذکر منبع ولی با ظاهر آراسته ایجاد کنید. اگر در انتهای خبر منبع معتبر ذکر شده باشد به راحتی می توان صحت و سقم خبر را بررسی کرد.
  2. گرداننده صفحه یا کانال مورد نظر مشخص باشد.
    دارنده بسیاری از صفحات و کانال ها در شبکه های اجتماعی به راحتی قابل شناسایی نمی باشد و معمولا برای جذب مخاطب و کسب درآمد ایجاد شده اند. طبیعی است یکی از بهترین راه های جذب مخاطب ارسال اخبار جذاب و پرطرفدار می باشد  و بالطبع چون مسئولیتی متوجه گردانندگان این صفحات نیست  ممکن است خبر واقعی نباشد.
  3. آیا خبر برای ایجاد کننده آن منافعی دارد؟
    طبیعی است وقتی خبری را از منبعی می شنویم یا می خوانیم که برای گوینده خبر منافعی دارد باید با دقت بیشتری صحت خبر را مورد بررسی قرار داد. انسان در جهت منافع خود ممکن است دست به هر عملی بزند و این مطلب برای همه خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی و شبکه های اجتماعی قابل تعمیم است.
  4. از منابع مختلف و متفاوت کسب خبر کنید.
    وقتی از منابع مختلف کسب خبر کنیم این امکان را داریم که دیدگاه های مختلف را بررسی کنیم و با منطق خود نتیجه گیری کنیم.
  5. گوگل و ویکی پدیا به تنهایی منبع خبری محسوب نمی شوند.
    افراد زیادی هستند که به محض شنیدن یک موضوع آن را در گوگل جستجو کرده و اگر در لینک های ابتدایی آن خبر را یافت کنند بنا را به صحت و درستی خبر می گذارند بدون اینکه به سایتی که سر زده اند توجهی داشته باشند. کسب اطلاعات از ویکی پدیا هم چندان قابل استناد نیست چون به راحتی توسط افراد قابل ویرایش است. آخرین مورد آن هم داستان معروف آقای گزارشگر و  معمار ورزشگاه و امیر دولاب است!

    تفکر

    در پایان باید بگویم که علاوه بر موارد ذکر شده  قبل از اینکه پخش کننده مطلب یا خبری باشیم اندکی تفکر کمک بزرگی به ما می کند. هنوز فراموش نکرده ایم که چند هزار نفر عدد 8 را کامنت میکردند تا چراغ های بنز روشن شود یا تصویر مات شفاف شود!

    شما برای بررسی صحت وسقم اخبار چه پیشنهادی دارید؟
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۴۵
احسان کمالی

بدشانسی


نمیدونم چرا  بد بیاری ها و بدشانسی ها نمیان وقتی هم میان یه دفعه با هم میان سراغ آدم. سر کار با همکارت بحث میکنی میری خونه با خانمت بحث میکنی عصر تیم محبوبت بازی رو میبازه.

با خودت میگی لیگ ایران هم شد فوتبال؟ شب میشینی پای تلویزیون که بازی تیم محبوب اروپاییتو  تماشا کنی اون هم میبازه و کلکسیون تکمیل میشه. حالا این وسط ماشین هم خراب شده باشه یا بی پول باشی یا  سردرد باشی هزار جور مشکل دیگه که نور علی نوره.

 نسخه ای ندارم برای این روزا فقط خواستم بگم اگه شما هم اینجور روزا رو تجربه کردید تنها نیستید. باید بشینیم و با هم چاره ای پیدا کنیم. میگن وقتی به بدبیاری ها فکر کنی انرژی های منفی رو جذب میکنی و بدبیاری پشت بدبیاری میاد سراغت. من که این حرف ها رو قبول ندارم. مثلا تیم فوتبال بارسلونا چه گناهی کرده که من صبح با همکارم کل کل کردم. اصلا چه معنی میده یه نفر تو کشور ایران نتایج یه تیم فوتبال اروپایی رو به شانس یا بدشانسی خودش ربط بده. بهتره حداقل از همون کالاهای ساخت داخل استفاده کنیم و شانسمون رو به تیم های داخلی لینک بدیم.

حالا این وسط ابوطیاره ما از کجا میفهمه که صبح با همکارت بحث کردی یا عصر قراره تیم فوتبالت ببازه هم واسه خودش حکایتیه. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۷ ، ۰۳:۳۶
احسان کمالی

این نوشته را در یک کانال تلگرامی خواندم و دیدگاهش برایم جالب بود. شما هم بخوانید و خودتان قضاوت کنید.


زمانی می گفتند جنیفر لوپز انتهایش را سیصد میلیون دلار بیمه کرده. اینکه چه موشک یا نیسان آبی ممکن بود به انتهای ایشان برخورد کند که چنین بیمه ای برایش در نظر گرفته بودند به خودش و شرکت بیمه گر مربوط است. اما اصل ماجرا را همین اول آوردم که اگر خیلی حساس هستید بقیه اش را نخوانید!

چند سال پیش رفته بودیم مبل بخریم. روی یکدست مبل که خیلی هم معمولی به نظر می رسید قیمت زده بود 50 میلیون تومان! برای یک کارمند گنجشک روزی مثل من خیلی عجیب بود. مدام با خودم فکر می کردم کسی که این مبل را می خرد چه مهمان های گران سنگی دارد؟!

آدم باید رفیق هایی داشته باشد که باسن شان چند میلیون دلار بیرزد که چنین مبلی بخرد ببرد بگذارد گوشه خانه اش!

اصولاً چیزهایی در این دنیا هست که من آنها را نمی فهمم. مثل مبل پنجاه میلیون تومانی، مثل آشپزخانه بسیاری از ایرانی ها که حتماً چند دست کاسه بشقاب یکجایش قایم است که هرگز در آن غذا نمی خورند! 

مثل داشتن دندان های خراب و کرم خورده اما کفش های مارک! اصلاً من اُمل، چیپ، باسن پنجاه هزارتومانی! ولی واقعاً این چه دردی است که به جان جامعه ما افتاده؟

چرا پولی که به این سختی و در این گرانی به دست می آوریم و با آن می توان سفر رفت، کتاب خرید، کنسرت رفت، فیلم خوب دید و چیزهایی را تجربه کرد که به دانش و سواد آدم و اطرافیانش اضافه کند را باید خرج پرده و قاشق چنگال و فرش و موکت هایی کرد که خریدنشان ضرورتی ندارد؟

تا حالا شنیده اید کسی بگوید: رفتیم خونه فلانی بهمون توی بشقاب چینی شام نداد، زین پس قطع رابطه می کنیم! اما حتماً شنیده اید که گفته اند رفتار فلانی آنقدر بد بود که دیگر رفت و آمد نکنیم.

دیده اید در مراسم ختم یک بانوی محترم، مداح بگوید روحش شاد که از او چند سرویس چینی آکبند به یادگار ماند! دمش گرم مرحوم که باند ده میلیون تومانی روی پراید هشت میلیونی اش بست و ...

-آقا! به سلیقه آدم ها احترام بگذار. 

بعضی ها اینطوری لذت می برن خوووو!

چرا باید به هر سلیقه ای احترام بگذاریم؟! حساب آنها که دارند و سگ شان را هم می برند جراحی زیبایی جداست، اما بزرگوار بی سوادی که در عمرت یک صفحه کتاب هم نخواندی و هیچ هنری نداری و باسنت نهایتاً با چک و چانه 55 هزارتومن بیمه شود! چرا باید در هر تولد و عروسی و نامزدی یک دست لباس شب جدید از شوهرت بخواهی که کارگر روزمزد است؟

روزگار طلایی ما ایرانی ها وقتی نیست که شاه برگردد؛ وقتی است که این تجملات مزخرف از زندگی هایمان کوچ کند!

نوشته احسان محمدی

منبع: تلگرام _کانال دموکراسی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۲۳
احسان کمالی

book

بعد از مدتی وبلاگ گردی مطالب مفید و کاربردی زیادی را خواندم و با نویسنده های زیادی آشنا شدم که خواندن مطالبشان میتواند به ما کمک کند حس خوبی داشته باشیم یا چیز جدیدی یاد بگیریم و یا آدم های بهتری باشیم. تصمیم گرفتم با ایجاد منوی گنجینه دیجیتال صفحات مفید را یکجا معرفی کنم تا هم بقیه هم بتوانند استفاده کنند و هم قدردانی کوچکی باشد از زحمات این عزیزان.  چه خوب است مهربان باشیم و دانسته های مفیدمان را با هم به اشتراک بگذاریم ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۳۸
احسان کمالی

Puppet-on-a-string

در مطلب قبلی جملاتی را درباره وین دایر و کتاب سر رشته زندگی خود را در دست بگیرید نقل کردم. بنا به درخواست یکی از دوستان چند خطی را درباره این کتاب جمع آوری کردم و امیدوارم انگیزه ای باشد برای افرادی که این کتاب را مطالعه نکرده اند.

وین دایر (Wayne Dyer)، استاد خود روان‌ درمانی و نویسنده ۳۰ کتاب پرفروش و سخنران انگیزشی آمریکایی بود. اکثر کتب وین دایر، حول محور «معنویت» و «عرفان» نگاشته شده است. مشهورترین کتاب وی با عنوان «قلمرو اشتباهات شما» در سال ۱۹۷۶ منتشر و به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ تبدیل شد. دیگر اثر این نویسنده کتاب سر رشته زندگی خود را در دست بگیرید است که محمدرضا آل یاسین آن را به فارسی ترجمه کرده است.

  این اثر را برای کسانی نوشته شده که می‌خواهند خودکفا و مستقل باشند و مسئولیت زندگی خود را به طور کامل به عهده بگیرند. کسانی که می‌خواهند خودشان تصمیم بگیرند، به نتایج خود برسند و انگیزش و نظام خود را تجربه کنند. 

کتاب با بررسی موقعیت های مختلف اجتماعی کمک می کند تا از موضع قدرت عمل کنید و به علت های مختلف تحت تاثیر منابع مختلف خارجی قرار نگیرید. وقتی به علت ترس هایمان از موضع ضعف عمل می کنیم مانند عروسک خیمه شب بازی هستیم که قربانی طرف مقابل شده ایم و او با نخ های نامرئی کنترل ما را در دست گرفته است. به گفته دایر: برای اینکه رفتار و احساساتتان برانگیخته از خودتان باشد و برای کسب رضایت به دیگران متکی نباشید، باید به جهان و آنچه در آن وجود دارد بگوئید "من برای عقاید و ارزش‌ها و رفتارهایم به دیگران متکی نیستم، می‌خواهم به سویی بروم که خود می‌خواهم بشوم و در مقابل هر کسی که بخواهد مرا متوقف کند، ایستادگی خواهم کرد.

درمتن کتاب مثال های زیادی  از موقعیت های مختلف اجتماعی قربانی کننده و برخورد از موضع قدرت و ضعف آورده شده است که با به کار بستن آن ها می توانید در موقعیت های مختلف زندگی تصمیمات درست اتخاذ کنید. 

  • در ادامه مطلب چند نمونه از این موقعیت ها را نقل میکنم و امیدوارم خواندن آن باعث شود شما نیز مانند من به مطالعه این کتاب علاقه مند شوید.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۴
احسان کمالی

اگر تا همین سه ماه پیش نظر من را درباره کتاب های روانشناسی و موفقیت میپرسیدند ، سینه را سپر کرده و میگفتم در تمام عمرم حتی یک کتاب از این دست نخوانده ام و سپس نطقی را با مضمون بی تاثیر بودن و شعارگونه بودن این کتاب ها ایراد میکردم. 

اما همین چند ماه پیش و بر حسب اتفاق چون کتاب دیگری دم دستم نبود کتاب "سررشته زندگی خودت را در دست بگیر" اثر وین دایر را شروع به خواندن کردم و آن قدر این کتاب مرا جذب خود کرد که برای مدتی نوشته های آن شده بود موضوع صحبت های من در محافل دوستانه. جالب اینجاست که با گذشت چند روز از شروع خواندن این کتاب تاثیر آن را به صورت کاملا محسوس در رفتارم احساس کردم و اکنون بعضی از رفتارهای مثبتم را مدیون این کتاب هستم مانند قدرت نه گفتن یا اهمیت ندادن به حرف دیگران. 

یک روز هم خیلی اتفاقی در کافه کتاب  پدر پولدار ، پدر بی پول از رابرت کیوساکی  را برداشتم و شروع به خواندن کردم و الان که این مطلب را می نویسم در حال اتمام آن هستم و جالب اینکه این کتاب هم در من میل زیادی به پیشرفت ایجاد کرده است. 

خلاصه به صورت خیلی اتفاقی من شدم مشتری پروپاقرص کتاب های روانشناسی و موفقیت! مخلص کلام اینکه هیچ وقت به تفکرات قدیم خود اصرار نداشته باشید و گاهی دیدگاهای جدید را امتحان کنید. شاید شما هم مثل من راه نرفته ای را بیابید و تغییری فوق العاده در زندگیتان ایجاد کنید.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۶
احسان کمالی

بپذیریم

  • بپذیریم ما کامل نیستیم.
  • بپذیریم دیگران کامل نیستند.
  • بپذیریم درباره بعضی موضوعات اطلاع کافی نداریم.
  • بپذیریم در بعضی موارد دیگران بهتر از ما هستند.
  • بپذیریم وقتی درباره موضوعی اطلاع کافی نداریم سکوت کنیم.
  • بپذیریم بیشتر گوش کنیم تا اینکه حرف بزنیم.
  • بپذیریم که مسئولیت کارهایمان را بپذیریم.
  • بپذیریم که قبول اشتباهات نشانه قدرت انسان است نه ضعف.
  • بپذیریم برای انجام مسئولیت هایمان گاهی به کمک و مشورت نیاز داریم.
  • بپذیریم در کار یا بحثی که به ما مربوط نیست دخالت نکنیم.
پ.ن 1 : این پست تکمیل خواهد شد.
پ.ن 2 : نظرات خود را جهت تکمیل این پست درج نمایید.


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۱۵
احسان کمالی

خودشناسی

این مطلب احتمالاً شامل حال شما نمی‌شود پس به خودتان نگرانی راه ندهید!!!

وقتی به ناکامی ها و شکست های گذشته زندگی فکر میکنیم احساس خوبی نداریم و گاهاً از فکر کردن به آن ها گریزانیم. راحت ترین راه برای آرام کردن خودمان این است که تقصیر را گردن دیگری بیندازیم. پدر و مادر ، معلمان ، شرایط جامعه ، دولت و .... 

ولی آیا واقعاً فقط این ها مقصر ناکامی های ما هستند؟ خودمان چه کردیم یا چه نکردیم؟ چند بار خودمان را به قضاوت نشسته ایم؟ بعد از این همه جوال دوز زدن به دیگران چند بار یک سوزن به خودمان زده ایم؟ 

درست است شرایط هیچ زمان ایده آل نیست ولی آیا ما ایده آل عمل کرده ایم؟ آیا در همین شرایط و با همین امکانات و با همه کاستی ها نمیتوانستیم دستاوردهای بهتری داشته باشیم؟ 

بیایید یک بار با خودمان صادق باشیم و مسیر رفته تا به امروز را مرور کنیم. کجاها کم کاری از خودمان بوده و دیگران نقشی در آن نداشته اند. برای پیشرفت بهتر است اول خطاهای خود را بپذیریم و خودمان را اصلاح کنم وگرنه تقصیر را به گردن دیگران انداختن راحت ترین راه است و نتیجه اش چیزی نیست جز در جا زدن. 

بیایید یک بار هم که شده یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوال دوز به دیگران...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۰۲
احسان کمالی